حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2053
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
باب سوم - دولت اسالكه يا سلوكىها فصل اول - پادشاهان سلوكى مبحث اول - سلكوس اول ( نيكاتور ) « 1 » نام و نسب سلكوس ، چنان كه ژوستن گويد ( كتاب 15 ، بند 4 ) پسر آنتيوخوس « 2 » ، يكى از سرداران نامى فيليپ دوّم مقدونى ، بود و مادر او را لائوديس « 3 » ميناميدند . بقول مورّخ مزبور ، آنتيوخوس شبى در خواب ديد ، كه آپلّن ( رب النّوع آفتاب بعقيده يونانيها ) با زن او هم بستر گرديد و پس از اينكه نطفه بسته شد ، او حلقهاى بزن داد ، كه داراى نشان لنگر كشتى بود و به او گفت ، كه اين حلقه را بپسرى ، كه ميبايست متولد شود ، بدهد . اين خواب را معجزه تصوّر كردند ، زيرا روز ديگر در بستر لائوديس حلقهاى با نشان مذكور يافتند و سلكوس ، وقتى كه به دنيا آمد ، بر رانش نيز چنين نشانى داشت . بعد وقتى كه اسكندر به آسيا ميرفت ، لائوديس حلقه را بپسرش داده نژاد او را روشن ساخت . اعقاب او اين نشان را در را نشان داشتند و آن را علامت خانوادهشان ميدانستند . ذكر اين افسانه بقلم ژوستن نبايد باعث حيرت شود ، زيرا اين مورّخ ، كه كتابهاى تروك پومپه را خلاصه كرده ، اين نوع افسانهها را هم در مواردى در نوشتههاى خود گنجانده ( مثلا موردى ، كه در صفحه 1939 اين تأليف ذكر شده ) . افسانه مزبور به خوبى مينمايد ، كه سلكوس خواسته از اسكندر تقليد كرده ، نژاد خود را بيكى از خدايان يونانى برساند و شايد بعدها همين معنى فكر
--> ( 1 ) - Nicator . ( 2 ) - Antiochus . ( 3 ) - Laodice .